top of page
Search

۴۴ — طرحواره بی‌اعتمادی / سوء‌استفاده: فهم ترس از آزار، استفاده یا تحقیر

۴۴ — طرحواره بی‌اعتمادی / سوء‌استفاده: فهم ترس از آزار، استفاده یا تحقیر

نقل‌قول آغازین

«دل خود را بریز، اما در دستهای شایسته،زیرا هر جوی آبی به اقیانوس نمی‌رسد.»

۱. زره نامرئی: محافظت به هر قیمت

طرحواره بی‌اعتمادی/سوء‌استفاده در افرادی شکل می‌گیرد که در سنین بسیار پایین تجربه خیانت، بدرفتاری، سوء‌استفاده یا دست‌کاری داشته‌اند. کودک در می‌یابد که آسیب‌پذیری خطرناک است. بهتر است به کسی اعتماد نکند، هیچ احساسی نشان ندهد و خود را محافظت کند.

این طرحواره در افرادی که در محیط‌های ناپایدار، خشن یا تحقیرآمیز بزرگ شده‌اند معمول است. حتی اگر سوء‌استفاده فیزیکی نبوده باشد، خیانت عاطفی—دروغ، وعده‌های شکسته، دست‌کاری—برای تثبیت این بی‌اعتمادی کافی است.

۲. جهان به مثابه میدان مین

بزرگسالی که این طرحواره را دارد اغلب دیگران را خطرناک می‌بیند، حتی اگر به‌ظاهر چنین نباشد. او بی‌وقفه منتظر سوء‌استفاده یا خیانت است، نیت‌ها را زیر ذره‌بین می‌گذارد، شک را به‌عنوان مدرک و خطا را به‌عنوان قصد می‌پندارد. او خود را با کنترل، کنایه، فاصله یا پرخاشگری محافظت می‌کند.

این بی‌اعتمادی مزمن اغلب مانع صمیمیت می‌شود: شخص از ابراز خود اجتناب می‌کند، فکر می‌کند دیگران می‌خواهند او را بازی دهند، یا حتی در جایی که خصومتی نیست، دشمنی می‌بیند.

۳. سه چهره از طرحواره بی‌اعتمادی: مطالعات موردی

مورد ۱: آنیسا و متیو — حساسیت بیش‌ازحد رابطه‌ای

(زوج دگرجنس‌گرا، ۴۰ و ۴۲ سال)

آنیسا با پدری سخت‌گیر و مادری ساکت بزرگ شده است. در کودکی، بارها تحقیر شده، به خاطر احساساتش مسخره شده یا در اطمینان‌های خود خیانت دیده است. امروز باور دارد که هر رابطه عمیق به زخم منجر می‌شود.

با شریک خود متیو، همیشه فاصله‌ای حفظ می‌کند. او رفتارهایی را آزمایش، تحریک یا متهم می‌کند پیش از آنکه زخمی شود. هر اشتباه کوچک همانند خیانت تفسیر می‌شود.

در درمان، ما سوء‌رفتارهای ظریف گذشته و ترس او از فریب‌خوردن را کشف کردیم. آنیسا به تدریج آغاز به تجربه اعتماد کرد، یاد گرفت بین گذشته و اکنون تفاوت قائل شود و بدون تبدیل تردید به اتهام، آن را بیان کند.

مورد ۲: کامل — فعال آسیب‌دیده

(مرد، ۵۱ سال)

کامل زمانی یک فعال اجتماعی بود. در جوانی او شاهد بی‌عدالتی اجتماعی، خشونت پلیس و خیانت درون جمع خود بوده است. از آن زمان، به هر نوع قدرت یا سازمانی، حتی با نیت خوب، بی‌اعتماد است. هر مشارکت را خطر دست‌کاری می‌بیند.

بی‌اعتمادی سیاسی او وارد روابط شخصی‌اش شده است. او فرض می‌کند که دوستان، همکاران و حتی شریک‌اش همیشه نیت پنهانی دارند. نتیجه آن کناره‌گیری یا بدبینی است.

در درمان، ما واقعیت زخم‌های او را پذیرفتیم بدون اینکه آن‌ها را مطلق کنیم. کامل یاد گرفت انتخاب‌های دقیق‌تری داشته باشد، مرزهای سالم بگذارد بدون قطع ارتباط، و بدون ساده‌لوحی به دیگران اعتماد کند. او دوباره لذت همبستگی را پیدا کرد بدون از دست دادن خودش.

مورد ۳: یاسمین — صمیمیت غیرممکن

(زن، همجنس‌گرا، ۲۹ سال)

یاسمین هرگز درباره آنچه بین ۱۲ تا ۱۴ سالگی اتفاق افتاد صحبت نکرده است. در آن زمان هیچ‌کس حرف او را باور نکرد و از آن زمان شرم خاموشی با خود حمل می‌کند. او از هر نوع آسیب‌پذیری اجتناب می‌کند.

در روابط عاشقانه، جذاب و چشم‌نواز است، اما همیشه زرهی در برابر احساسات دارد. به محض اینکه دیگری خیلی نزدیک می‌شود، عقب می‌نشیند یا رابطه را خراب می‌کند.

در جلسات درمانی، ما فضایی امن ایجاد کردیم که در آن احساسات نه قضاوت می‌شدند و نه سوء‌استفاده می‌شدند. یاسمین توانست به تدریج شروع به روایت، گریه و بیان کلمات کند. این مسیر او را به شکل جدیدی از صمیمیت باز کرد که بر پایه احترام متقابل و رضایت عمیق بود.

۴. مکانیسم‌های درونی طرحواره

وقتی طرحواره بی‌اعتمادی فعال می‌شود، چند حالت بقا می‌تواند ظاهر شود:

  • کودک هوشیار: دائماً انتظار خیانت دارد حتی بدون مدرک.

  • محافظ مبارز: پیشاپیش حمله می‌کند تا آسیبی نبیند.

  • والد مشکوک: دیگران را به‌عنوان تهدید بالقوه قضاوت می‌کند.

هدف درمانی، فعال‌سازی بزرگسال سالم است: بخشی که شهود خود را می‌شنود بدون اینکه آن را با ترس اشتباه بگیرد، مرزهای سالم می‌گذراند بدون بسته شدن، و می‌آموزد چگونه اعتماد را به‌صورت امن بسازد.

۵. تمرین‌های عملی برای کاهش بی‌اعتمادی

  • نوشتن نقشه اعتماد: کسانی که مداومت در قابلیت اعتماد داشته‌اند را یادداشت کن.

  • شناسایی رویدادهای گذشته که به اکنون منتقل می‌شود.

  • تجربه آسیب‌پذیری در محیط‌های امن.

  • گفتن: «من در اعتماد مشکل دارم، اما می‌خواهم یاد بگیرم.»

  • ثبت رفتارهای قابل اعتماد دیگران به‌جای ردیابی خطاها.

  • یادگیری گذاشتن مرزها با قاطعیت و مهربانی.

۶. اعتماد از فراموشی نیست، بلکه از تشخیص است

خروج از طرحواره بی‌اعتمادی به معنای اعتماد به همه نیست. بلکه به معنای یادگیری تشخیص زمان واقعی بودن خطر و زمانی که آن تنها شبح زخمی قدیمی است، می‌باشد.

این فرآیند ساخت زمینه‌ای است که در آن احتیاط با باز بودن هم‌زمان وجود دارد و ترس دیگر مانع صمیمیت نیست.

برای تأمل

«از شکاف است که نور وارد می‌شود.»

اگر خود را در این طرحواره می‌بینی و می‌خواهی از آن رهایی یابی، از تو دعوت می‌کنم برای یک جلسه شخصی وقت رزرو کنی:

 
 
 

Comments


bottom of page